اینهم یادگاری از همان شب:
سالها
میگذرد از شب تلخ وداع
از
همان شب که تو رفتی و به چشمان پر از حسرت من خندیدی
تو
نمیدانستی ای عندلیب دلاویزمن ؟
تو
نمی فهمیدی ای مریم بهاری من ؟ .....
ادامه مطلب
|
اینهم یادگاری از همان شب: سالها
میگذرد از شب تلخ وداع
ادامه مطلب + نوشته شده توسط سمیر سحر در پنجشنبه 1391/01/31 و ساعت
10 قبل از ظهر |
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا... ![]() منصور سمیر لوگر - افغانستان ادامه مطلب + نوشته شده توسط سمیر سحر در پنجشنبه 1390/05/20 و ساعت
9 قبل از ظهر |
غم دنیا: منصور
يک روز رسد غمي به اندازه ي کوه / يک روز رسد نشاط اندازه ي دشت / آری افسانه ي زندگي چنين است عزيز / در سايه ي کوه بايد از دشت گذشت!
تقدیم به دوست بی وفا وفراری + نوشته شده توسط سمیر سحر در چهارشنبه 1390/05/19 و ساعت
10 قبل از ظهر |
ای پرستوی بهاران یاد یاران را چه شد قمریان وعندلیبان نو بهاران را چه شد منصور سمیر ادامه مطلب + نوشته شده توسط سمیر سحر در چهارشنبه 1390/05/19 و ساعت
10 قبل از ظهر |
سفری غریب داشتم سوی چشمهای قشنگت... منصور سمیر ادامه مطلب + نوشته شده توسط سمیر سحر در چهارشنبه 1390/05/19 و ساعت
10 قبل از ظهر |
تو
مثل راز خزانی و من رنگ زمستانم... منصورسمیر
ادامه مطلب + نوشته شده توسط سمیر سحر در چهارشنبه 1390/05/19 و ساعت
9 قبل از ظهر |
بوی بهشت می دهد دست دعای مادرم خاک میشوم همیش بر کف پای مادرم
به یاد وفات مادر مهربانم که حال درین دنیا نیست... محمد ناصرمنصور ادامه مطلب + نوشته شده توسط سمیر سحر در چهارشنبه 1390/05/19 و ساعت
8 قبل از ظهر |
چشم وقتی زیباست که پرازاشک باشد اشک وقتی زیباست برای عشق باشد عشق
وقتی زیباست... منصور سمیر عاشق ولایت لوگر ادامه مطلب + نوشته شده توسط سمیر سحر در چهارشنبه 1390/05/19 و ساعت
8 قبل از ظهر |
خزان امد گلهاگریه گریه میروند! به مناسبت اولین هفته خزان ازمنصو رسمیر افغانستان ادامه مطلب + نوشته شده توسط سمیر سحر در یکشنبه 1389/08/02 و ساعت
6 بعد از ظهر |
شعر ازجدایی تو ومهتاب بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم این گل سرخ تحفه من برای تو! س. جان ادامه مطلب + نوشته شده توسط سمیر سحر در پنجشنبه 1389/07/01 و ساعت
9 قبل از ظهر |
راست گفتی عشق خوبان آتش است سخت می سوزاند اما دلکش است من کجا و ترک آن مهوش کجا! دل کجا پرهیز از این آتش کجا! شادمانم گر چه در این آتشم روز و شب می سوزم اما دلخوشم از خدا خواهم که افزونش کند دل اگر دم زد پر از خونش کند باغ دل را با صفا تر می کند مرغ جان را خوشنواتر میکند. منصور ولایت لوگر کلنگار + نوشته شده توسط سمیر سحر در سه شنبه 1389/06/23 و ساعت
9 قبل از ظهر |
ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم.
من دوستت دارم عزیزم س. ------------------------------------------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------------------------------------- ----------------------------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------- ---------------------------------------- ------------------------- --------------- ------- ---- - . پایان ندارد جزمرگ ای عشق من! + نوشته شده توسط سمیر سحر در سه شنبه 1389/06/23 و ساعت
9 قبل از ظهر |
انتظار سبز ای عشق من: تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو ببین باقیست روی لحظه هایم جای پای تو صدایم از تو خواهد بود اگر برگردی ای عشق من پر از داغ شقایق هاست آوازم برای تو منصور کلنگار + نوشته شده توسط سمیر سحر در سه شنبه 1389/06/23 و ساعت
9 قبل از ظهر |
برای من زیباتر از ریزش نم نم باران، قشنگتر از دشت و بیابان، رنگ چشمان تواست.... آیا چنین است ؟ اگر است پس چرا ؟ پس بخوانید: نویسنده : منصور ولایت لوگر کلنگار ادامه مطلب + نوشته شده توسط سمیر سحر در سه شنبه 1389/06/23 و ساعت
9 قبل از ظهر |
===...===...===...===...===...===...===...===...
تو مثل راز خزانی و من رنگ زمستانم چگونه دل اسیرت شد قسم که من نمی دانم تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی و من در پیش چشمان تومشتی خاک گلدانم منصور سمیر ولایت لوگر کلنگار زیبا ------------------------------------------------------------------- ادامه مطلب + نوشته شده توسط سمیر سحر در سه شنبه 1389/06/23 و ساعت
9 قبل از ظهر |
رمضان ماه با سعادت و کرامت :
روز ه فرض عین وسومین بنای اسلام است وبرهرمرد وزن مسلمان که به سن بلوغ رسیده باشد بدون کدام عذرشرعی فرض است . روزه برای مسلمان نجات است ، روزه کرامت است ، روزه ماه مغفرت است ، روزه مسلمانان را ازگناه نجات میدهد، روزه ماه صدقه ومهمان نوازی است ، روزه ماه توبه است ، روزه ماه درخشان ونوربخش از نور خدا ج است ، درین ماه تمام دروازه های جنت باز ودروازه های دوزخ بسته میباشد. پس به رمضان احترام داشته باشید. وسلام سردار داود فروتن کلنگار ولایت لوگر + نوشته شده توسط سمیر سحر در چهارشنبه 1389/05/27 و ساعت
1 بعد از ظهر |
رمضان ماه مغفرت وتوبه است مسلمانان درین ماه از برجستگی های زیاد ومنافع زیادی برخوردار میباشند.
رمضان ماه بزرگ است که یک شب وروز عبادت دران مساوی به هفتاد درجه میباشد.
+ نوشته شده توسط سمیر سحر در چهارشنبه 1389/05/27 و ساعت
1 بعد از ظهر |
فرار ازدیارعشق:
زآشنا گریختم سوی دیار جنون گفتم کسی باشد انتظارم در ان جا جشمم به سوی گلی خسبید که گل درساده گی بوها میگرفت دام عاشق گفتمش مگزار ریحان برزلفت و محل بر چشمان گفتا بگزار که من خوابم رویاهای دلها میبرم ندانستم مقصد داشت چی ان دلاویز چو دانستم به حالم یک ملنگ مفقود لیلی من بودم . تقدیم به بهترین دوستم . محمد ناصر منصور ولایت لوگر + نوشته شده توسط سمیر سحر در چهارشنبه 1389/04/23 و ساعت
11 قبل از ظهر |
یاد دارم کودکی بودم خرد
با صدای گرم مادر
هر صبحدم
در میان بستری نرم و تمیز
می گشودم چشم بر نور سفید
می گشودم دل بر نور امید
یاد دارم سفره خانه ما
بوی محبت می داد
داخل خانه ما
جلوه ای زیبا داشت
از زن افغانی
جلوه ای از یک شمع
ذره ذره می سوخت
و نداشت پرو ایی
که به آخر برسد
کودکم هوش بدار
قبر مادر اینجاست
جای مادر خالیست
دل من تنگ شده
مادرم دیگر نیست
به فرمایش : نسترن + نوشته شده توسط سمیر سحر در دوشنبه 1389/02/27 و ساعت
1 بعد از ظهر |
سلام دوستان:
کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرورشکست، نرگسی خنده کنان می آمد... تکه ای از آن را بر می داشت... مرحمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم... هیچ کس هیچ نگفت، قصه ام را نشنید... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟؟؟ + نوشته شده توسط سمیر سحر در دوشنبه 1389/01/09 و ساعت
4 بعد از ظهر |
سلام دوستان به امید کامیابی تان.
بهار نو وسال نو ونوروزنو به همه مبارک.
+ نوشته شده توسط سمیر سحر در چهارشنبه 1388/12/26 و ساعت
5 بعد از ظهر |
ببارای ابرخزانی ببارامشب که غمگینم
ببار ای مرهم دردم به روی زخم دیرینم ببارای ای ابر خزانی به روی قلب غم خورده که خنچر می کشد باران به روی قلب مسکینم ببارای غم ببار ای همدم لحظه ببار ای مرحم دردم که بی تونیست تسکینم + نوشته شده توسط سمیر سحر در دوشنبه 1388/12/17 و ساعت
10 قبل از ظهر |
زنده گی چیست؟ زنده گی ارام است مثل ارامش یک خواب بلند زنده گی شیرین است مثل شیرینی یک روز قشنگ زنده گی زیبایی است مثل زیبایی یک غنچه ی باز زنده گی تک تک این ساعت هاست زنده کی راز دل مادراست زنده گی پینه دست پدراست زنده گی مثل زمان درنظراست تشکر
+ نوشته شده توسط سمیر سحر در دوشنبه 1388/12/17 و ساعت
10 قبل از ظهر |
وفا وفا يعنی صداقت پيشه کردن چو نيلوفر به باغی ريشه کردن وفا يعنی به دل بی کينه بودن درون چشم مستی خانه کردن وفا يعنی بی تاب ميخک درون هر خزاني غنچه کردن وفا يعنی ز کوچ شاپرک ها چو مجنون بهر ليلی گريه کردن منصور + نوشته شده توسط سمیر سحر در شنبه 1388/12/01 و ساعت
11 قبل از ظهر |
منصور + نوشته شده توسط سمیر سحر در شنبه 1388/12/01 و ساعت
11 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط سمیر سحر در شنبه 1388/12/01 و ساعت
11 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط سمیر سحر در شنبه 1388/12/01 و ساعت
11 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط سمیر سحر در شنبه 1388/12/01 و ساعت
11 قبل از ظهر |
در تلاطم ثانيه ها صدای پر زدن احساس را می شنوم و نگاهت را به خاطر می آورم و سکوت و چشمان بی قرارت را نگاهت بر صورتم سنگينی می کرد به ياد می آورم تو را در آغوش باران و رفتنت را بی من از پس يک احساس کودکانه صدای خنده هايت را طنين انداز کوچه های بی قراری کرده ام اما اکنون بی تو سکوت همه جا را فرا گرفته + نوشته شده توسط سمیر سحر در شنبه 1388/12/01 و ساعت
11 قبل از ظهر |
|
عشق آن نيست که يک دل به صد يار دهيد عشق آن است که صد دل به يک يار دهيد
===============================================
برای اونیکه دل شکسته .....
تورابه دادگاه خواهندکشید ...
شاید به حبس ابد محکوم شوی .
جزییات جنایتت مشخص نیست اما اثر انگشتت رابرروی قلبی شکسته یافته اند.
*******************************************************
منصور
------------------------ ---------------------------- ---------------------------------------
|